فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 247
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار ، وز او به عاشق بي دل خبر دريغ مدار به شکر آن که شکفتي به کام بخت اي گل ، نسيم وصل ز مرغ سحر دريغ مدار حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودي ، کنون که ماه تمامي نظر دريغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ، ز اهل معرفت اين مختصر دريغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشينت ، سخن بگوي و ز طوطي شکر دريغ مدار مکارم تو به آفاق مي برد شاعر ، از او وظيفه و زاد سفر دريغ مدار چو ذکر خير طلب مي کني سخن اين است ، که در بهاي سخن سيم و زر دريغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
،
تو آب ديده از اين رهگذر دريغ مدار
تعبیر:
دنیا را سخت نگیر. همه ی کارها، راحت و آسان رو به راه می شود اما سعی و کوشش هم لازم است. بهتر است امیدوار باشی و با اراده ای محکم به راه خود ادامه دهی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 385
يا رب آن آهوي مشکين به ختن بازرسان ، وان سهي سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسيمي بنواز ، يعني آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند ، يار مه روي مرا نيز به من بازرسان ديده ها در طلب لعل يماني خون شد ، يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان برو اي طاير ميمون همايون آثار ، پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان سخن اين است که ما بي تو نخواهيم حيات ، بشنو اي پيک خبرگير و سخن بازرسان
آن که بودي وطنش ديده حافظ يا رب
،
به مرادش ز غريبي به وطن بازرسان
تعبیر:
از دوست و مقصود خود دور مانده ای و در آرزوی دیدار او به سر می بری. به زودی مقصود تو حاصل خواهد شد و به آرزوی خود می رسی. دست از تلاش بر ندار.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 171
دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد ، کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب ديده گل کن ، ويرانسراي دل را گاه عمارت آمد اين شرح بي نهايت کز زلف يار گفتند ، حرفيست از هزاران کاندر عبارت آمد عيبم بپوش زنهار اي خرقه مي آلود ، کان پاک پاکدامن بهر زيارت آمد امروز جاي هر کس پيدا شود ز خوبان ، کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است ، همت نگر که موري با آن حقارت آمد از چشم شوخش اي دل ايمان خود نگه دار ، کان جادوي کمانکش بر عزم غارت آمد آلوده اي تو حافظ فيضي ز شاه درخواه ، کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد
درياست مجلس او درياب وقت و در ياب
،
هان اي زيان رسيده وقت تجارت آمد
تعبیر:
بخت و اقبال به تو روی خواهد آورد. غم و غصه و رنج ها به پایان خواهد رسید. در امر ازدواج موفق هستی. قدر دوستان و اطرافیانت را بدان. از لحظه های زندگی لذت ببر.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 364
ما بي غمان مست دل از دست داده ايم ، همراز عشق و همنفس جام باده ايم بر ما بسي کمان ملامت کشيده اند ، تا کار خود ز ابروي جانان گشاده ايم اي گل تو دوش داغ صبوحي کشيده اي ، ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم پير مغان ز توبه ما گر ملول شد ، گو باده صاف کن که به عذر ايستاده ايم کار از تو مي رود مددي اي دليل راه ، کانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم چون لاله مي مبين و قدح در ميان کار ، اين داغ بين که بر دل خونين نهاده ايم
گفتي که حافظ اين همه رنگ و خيال چيست
،
نقش غلط مبين که همان لوح ساده ايم
تعبیر:
در زندگی رنج بسیارکشیده ای و داغ بسیاردیده ای اما زندگی تو را همگان حسرت می برند . سعیکن خداوند را به دوستی بگیری که گره از کارت خواهد گشود .
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 355
حاليا مصلحت وقت در آن مي بينم ، که کشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم جام مي گيرم و از اهل ريا دور شوم ، يعني از اهل جهان پاکدلي بگزينم جز صراحي و کتابم نبود يار و نديم ، تا حريفان دغا را به جهان کم بينم سر به آزادگي از خلق برآرم چون سرو ، گر دهد دست که دامن ز جهان درچينم بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح ، شرمسار از رخ ساقي و مي رنگينم سينه تنگ من و بار غم او هيهات ، مرد اين بار گران نيست دل مسکينم من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر ، اين متاعم که همي بيني و کمتر زينم بنده آصف عهدم دلم از راه مبر ، که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کينم
بر دلم گرد ستم هاست خدايا مپسند
،
که مکدر شود آيينه مهرآيينم
تعبیر:
بهتر است که از اطرافیان حیله گر و دو رو کناره گیری کنی تا بیشتر از این گرفتار مصیبت و بلا نشوی. این کار را هر زمان انجام دهی سود و فایده برده ای. به خداوند تکیه کن تا قلبت آرامش پیدا کند. صبور باش. دوران رنج به زودی تمام خواهد شد.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 268
گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس ، زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس من و همصحبتي اهل ريا دورم باد ، از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل مي بخشند ، ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين ، کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ، گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم ، دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خويش خدا را به بهشتم مفرست ، که سر کوي تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافيست
،
طبع چون آب و غزل هاي روان ما را بس
تعبیر:
بیهوده زندگی خود را در طلب آرزوهای نا ممکن به مخاطره نینداز. مراقب دوستان ریا کار و حیله گر خود باش تا تو را با وعده های تو خالی نفریبند. به خدا توکل کن و به آنچه داری قانع باش. واقعیات زندگی را درک کن تا به آرامش برسی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 439
ديدم به خواب دوش که ماهي برآمدي ، کز عکس روي او شب هجران سر آمدي تعبير رفت يار سفرکرده مي رسد ، اي کاج هر چه زودتر از در درآمدي ذکرش به خير ساقي فرخنده فال من ، کز در مدام با قدح و ساغر آمدي خوش بودي ار به خواب بديدي ديار خويش ، تا ياد صحبتش سوي ما رهبر آمدي فيض ازل به زور و زر ار آمدي به دست ، آب خضر نصيبه اسکندر آمدي آن عهد ياد باد که از بام و در مرا ، هر دم پيام يار و خط دلبر آمدي کي يافتي رقيب تو چندين مجال ظلم ، مظلومي ار شبي به در داور آمدي خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق ، دريادلي بجوي دليري سرآمدي آن کو تو را به سنگ دلي کرد رهنمون ، اي کاشکي که پاش به سنگي برآمدي
گر ديگري به شيوه حافظ زدي رقم
،
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدي
تعبیر:
به زودی دوران غم و هجران سپری می شود و به آرزوهای خود می رسی. با مهر و محبت، بهتر می توانی به مقصود خود دست یابی. اگر تردید و هراس را از خود دور کنی، موفقیت حتمی است. مراقب سخنان و رفتار خود باش.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 339
خيال روي تو چون بگذرد به گلشن چشم ، دل از پي نظر آيد به سوي روزن چشم سزاي تکيه گهت منظري نمي بينم ، منم ز عالم و اين گوشه معين چشم بيا که لعل و گهر در نثار مقدم تو ، ز گنج خانه دل مي کشم به روزن چشم سحر سرشک روانم سر خرابي داشت ، گرم نه خون جگر مي گرفت دامن چشم نخست روز که ديدم رخ تو دل مي گفت ، اگر رسد خللي خون من به گردن چشم به بوي مژده وصل تو تا سحر شب دوش ، به راه باد نهادم چراغ روشن چشم
به مردمي که دل دردمند حافظ را
،
مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم
تعبیر:
از هر راهی برای رسیدن به مقصد تلاش کن و از دوستان خوب خود یاری بخواه و به فکر دیگران هم باش و در صورت مقتضی به دوستان خود کمک کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 155
اگر روم ز پي اش فتنه ها برانگيزد ، ور از طلب بنشينم به کينه برخيزد و گر به رهگذري يک دم از وفاداري ، چو گرد در پي اش افتم چو باد بگريزد و گر کنم طلب نيم بوسه صد افسوس ، ز حقه دهنش چون شکر فروريزد من آن فريب که در نرگس تو مي بينم ، بس آب روي که با خاک ره برآميزد فراز و شيب بيابان عشق دام بلاست ، کجاست شيردلي کز بلا نپرهيزد تو عمر خواه و صبوري که چرخ شعبده باز ، هزار بازي از اين طرفه تر برانگيزد
بر آستانه تسليم سر بنه حافظ
،
که گر ستيزه کني روزگار بستيزد
تعبیر:
بر سر دو راهی و دو دلی و تردید مانده ای. بدون تفکر و اندیشه شروع به کاری کردن نتیجه ای جز سردرگمی ندارد. با مشورت با دوستان و بزرگان با تجربه و کمی تعمق می توانی بر مشکلات فائق شوی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 438
سبت سلمي بصدغيها فوادي ، و روحي کل يوم لي ينادي نگارا بر من بي دل ببخشاي ، و واصلني علي رغم الاعادي حبيبا در غم سوداي عشقت ، توکلنا علي رب العباد امن انکرتني عن عشق سلمي ، تزاول آن روي نهکو بوادي که همچون مت به بوتن دل و اي ره ، غريق العشق في بحر الوداد به پي ماچان غرامت بسپريمن ، غرت يک وي روشتي از امادي غم اين دل بواتت خورد ناچار ، و غر نه او بني آنچت نشادي
دل حافظ شد اندر چين زلفت
،
بليل مظلم و الله هادي
تعبیر:
کسی از شما طلب بخشش می کند دست رد به سینه اش نزنید برای آرام کردن خودتان به دعا و ثنای خداوند بپردازید. اگر می خواهید غرق در الطاف خداوند شوید و در بحر نعمات او شنا کنید و عزت و بزرگی خود را حفظ کنید و به غم دل دچار نشوید بخشنده باشید و دوستانتان را ببخشید.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 33
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است ، چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتي که تو را هست با خدا ، کآخر دمي بپرس که ما را چه حاجت است اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم ، آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست ، در حضرت کريم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست ، چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمير منير دوست ، اظهار احتياج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمي ، گوهر چو دست داد به دريا چه حاجت است اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست ، احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار ، مي داندت وظيفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود
،
با مدعي نزاع و محاکا چه حاجت است
تعبیر:
تا زمانی که دست نیاز به سوی متکبران دراز می کنی به مقصود نخواهی رسید. به خود متکی باش و به خداوند توکل کن تا نیاز و خواسته ی تو برآورده شود. نیازمندان را از خود نران و مغرور و بی اعتنا نباش.
فال حافظ روزانه یکشنبه 8 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 416
خنک نسيم معنبر شمامه اي دلخواه ، که در هواي تو برخاست بامداد پگاه دليل راه شو اي طاير خجسته لقا ، که ديده آب شد از شوق خاک آن درگاه به ياد شخص نزارم که غرق خون دل است ، هلال را ز کنار افق کنيد نگاه منم که بي تو نفس مي کشم زهي خجلت ، مگر تو عفو کني ور نه چيست عذر گناه ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر ، سپيده دم که صبا چاک زد شعار سياه به عشق روي تو روزي که از جهان بروم ، ز تربتم بدمد سرخ گل به جاي گياه
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
،
که حافظ تو خود اين لحظه گفت بسم الله
تعبیر:
از دوستان و همنشینان بد احتراز کن و دوستان مشفق را بشناس. در هر کار با دقت و تعمق پیش برو. مهر و وفای خود را به دیگران اثبات کن تا نظر مثبتی نسبت به تو داشته باشند.